اعتماد به نفس یا اعتماد به سقف؟

اعتماد به نفس یا اعتماد به سقف؟

من میخوام بهتون در واقع بگم که یادمون باشه که ما باید یک اعتماد به نفسی در کار هامون داشته باشیم اما اعتماد به سقف هم نداشته باشیم ، یعنی از ما دو طرف می خوریم ، یک طرف در واقع افرادی هستن که اعتماد شون به کفه و اصلاً در واقع میگن که اگه مثلاً به فرض حالا من که کسی نیستم :« به دکتر رضایی اگر ایمیل بزنه جواب ما رو نمیده » خب می تونید سؤال کنید ببینید در واقع جواب تون رو میده یا نه؟ تهش اینه که جواب نمیده و بالاخره بد و بیراه که نمیگه ؛ اگه بد و بیراه هم بگه مشکل منه که دارم بد و بیراه میگم ، مشکل شما نیست که ایمیل در واقع زدید.

اما از اون طرف بعضی ها اعتماد  به سقف هم دارن ؛ یعنی در واقع یهو میگه که مثلا به فرض : «  من اومدم پیام دادم واسه ی مثلاً ، بوده ها اینی که میگم ؛ مثلاً به مارک زاکربرگ رفتم ایمیل زدم تسلیت گفتم مثلاًذفوت دختر عمه ش رو گفتم مارک عزیز » میگم که « تو ایشون رو می‌شناسی؟ » مثلاً ؛ اصلاً نمی فهمم.

برای من هم این ایمیل ها میاد ؛ یعنی در واقع بعضی ها هستن در واقع یک کاری رو میخوان انجام بدن سؤال می کنن من جواب شون میدم ، بعضی هاذمثلاً به فرض سؤال شون اینه که : « مثلاً من میخوام برم دانشگاه ، تمام پیشنهاد هایی که دارید رو در واقع برای من...

 

عضویت در کلوپ یک درصدیها با گارانتی رضایت

دوازده ماه آموزش زنده و پشتیبانی از دکتر اناری

کسب اطلاعات بیشتر

رایگان شد

کارگاه سه روزه آنلاین غلبه بر ترس، تنبلی و اتلاف وقت

بر اساس اصول کوچینگ و علم روانشناسی مثبت

دسترسی فوری