چطور علاقه ی واقعی خود را پیدا کنید؟

چطور علاقه ی واقعی خود را پیدا کنید؟

خیلی ها از من می پرسن : « آقای اناری چطوری علاقه ی واقعی مون رو پیدا کنیم؟ از کجا بفهمیم به چه کاری ، چه موضوعی ، چه مسیر شغلی واقعاً علاقه داریم؟ ».

واقعیتش اینه که پیدا کردن علاقه ی واقعی تون ، منافع خیلی زیادی می تونه براتون داشته‌ باشه ؛ مثلاً این که وقتی علاقه ی واقعی تون رو پیدا می کنید ، به زندگی تون رنگ و لعاب و انرژی میده. صبح با عشق از خواب بیدار میشین ، شب با فکرش به خواب میرین ؛ همچنین به زندگی تون معنا میده ، باعث میشه یواش یواش اون علاقه تبدیل به رسالت وجودی تون میشه و کاری رو انجام خواهید داد که به نفع دیگران هم خواهد بود. همین طور عشق و علاقه ی سوزان باعث میشه که در میانه ی مسیر کم نیارین ؛ در مقابل شک ها ، تردید ها ، انتقاد های دیگران ، اراده و انگیزه تون رو حفظ بکنید و به مسیر تون و هدف تون پایبند بمونین. همین طور علاقه ی سوزان باعث میشه که بقیه هم عشق شما به کار تون رو متوجه بشن و بهتون کمک بکنن تا این که سریع تر به نتیجه برسین.

حالا چطوری باید این علاقه رو پیدا کرد؟ بعضی ها دقیقاً نمی دونن علاقه شون چیه ، بعضی ها به موضوعات مختلف علاقه دارن و میخوان یکیش رو انتخاب بکنن. یک سری سؤال هارو امروز در این ویدیو من با شما به اشتراک می ذارم که همیشه با مخاطبانم ، با دانش پذیر های دوره هام ، با مراجعین حضوریم ؛ این ها رو مطرح می کنم و کمک شون می کنه که علاقه شون رو مشخص تر بکنم ، بریم شروع بکنیم.

سؤال اول : « چه کار هایی ، چه آدم هایی و حتی چه موقعیت هایی به شما انرژی میده؟ ».

مثلاً شما ممکنه بگین که : « من این که روی یک استیجی باشم ، سخنرانی کنم و یک موضوعی رو تدریس بکنم اوج انرژی رو به من میده ». خب این داره یک مسیر شغلی رو بهتون نشون میده این طور نیست؟.

سؤال دوم : « چه کار هایی هست که حسابی شاد تون می کنه و خصوصاً به موضوعاتی فکر کنید که نفعش به دیگران هم میرسه ».

مثلاً ممکنه شما بگین : « من همین که به بچه های کوچولو مهارت هایی رو یاد بدم ، مثلاً بهشون یاد بدم که شنا بکنن ؛ این حسابی من رو خوشحال می کنه ». خب این هم یجورایی داره علاقه تون رو بهتون نشون میده ، این طور نیست؟.

سؤال سوم : « دوست دارید اوقات فراغت تون رو چجوری صرف بکنید؟ ».

حالا بعضی ها به شوخی می گن ؛ « من اگه وقت آزاد داشته باشم غذا می خورم و می خوابم یا میرم تمام وقتم رو صرف سفر می کنم ». یک لحظه وایسین ؛ غذا خوردن و خوابیدن یک حدی داره ، آدم بیست و چهار ساعت نمی تونه انجامش بده. سفر کردن هم یک حدی داره ؛ ممکنه چند هفته ، چند ماه ، چند سال شما سفر کنی ولی آخرش احتمالاً حوصله تون سر میره. وقتی که این غذا خوردن و خوابیدن و سفر کردن و تفریح کردن رو کنار گذاشتیم ؛ بعدش اون وقت فراغت تون رو صرف چه کاری می کنین؟ اون داره علاقه ی واقعی تون رو به شما نشون میده.

سؤال چهارم : « اگه می تونستین یک روز ایده آل برای خودتون طراحی کنین ، توی اون روز چه کار هایی رو می‌کردین و وقت تون رو با چه کسانی صرف می کردین؟ ». فرض محال ، محال نیست ؛ فرض کنید که لازم نبود وظایف خاصی رو انجام بدین ، کسی کاری تون کاسه تون نمیذاشت ، یک روز خیلی متفاوت بود و می تونستین همه چیز ش رو از اول تا آخر خودتون طراحی کنین ؛ اگر چنین بود غیر از اون کار های معمول و روزمره ، بیدار شدن و غذا خوردن و حالا یک سری موارد این طوری ، وقت تون رو صرف چه کار هایی می کردین؟

مثلاً ممکنه یک نفر بگه : « من اگر چنین روزی داشتم ، تمام وقتم رو صرف این می کردم که برم بنا های تاریخی شهرم رو ببینم ، یا مواردی از این دسته. داره علاقه تون رو یک جورهایی به شما نشون میده. این طور نیست؟.

سؤال پنجم که یکی از مهم ترین سؤال هاست : « اگه تمام پول های دنیا رو داشتین ، انقدر ثروت مالی داشتین که اصلاً لازم نبود برای پول کار کنین ، وقت تون رو صرف چه کاری می کردین؟ ».

باز دوباره نگین می رفتم استراحت می کردم ، لب دریا دراز می کشیدم ؛ اون ها یک حد و مرزی داره ، بعدش چی؟ دوست داشتین وقت تون رو صرف چه کاری بکنین اگر لازم نبود برای پول کار کنین؟ همین یه دونه سؤال می تونه جواب چالش شما باشه. نگین : « مگه شدنیه، این ها محاله ، تو متوجه نمیشی ، شرایط من فرق داره ، مگه توی ایران میشهّ، مگه توی این کشور میشه ، مگه توی سن من میشه؟ ». ما در مورد چگونگی رسیدن بهش صحبت نمی کنیم ؛ این ها چیز هایی یه که در آموزه های دیگه من بهش پرداختم ، فقط این جا می خوایم علاقه رو پیدا بکنیم. از خودتون بپرسین اگه لازم نبود برای پول کار کنین ، وقت تون رو صرف چه کاری می کردین؟.

سؤال ششم : « اگه همه چیز امکان پذیر بود ، اگه بهتون تضمین می دادن که اگه الان شروع بکنی حتماً موفق میشی ؛ چه مسیر شغلی ای رو دنبال می کردید؟ ».

باز این جا نباید جلوی خودتون رو بگیرین بگین : « آخه نمیشه ، شرایط من فرق داره ». ما الان فقط داریم فرض می‌کنیم و این فرض ها ابتدا بهتون کمک می کنه که علاقه ی واقعی تون رو پیدا کنید و بعد راه حلش رو پیدا کنید که چجوری باید بهش برسید. اگه همه چیز امکان پذیر بود چه مسیر شغلی ای رو انتخاب می کردید؟.

سؤال هفتم : « چه کار هایی هست که وقتی پاش می نشینید گذر زمان رو نمی فهمید؟ ».

مثلاً یک ساعت ، دو ساعت ، سه ساعت پای اون کار نشستین ، بعد ساعت تون رو نگاه می کنین و می گین : « عه! سه ساعت گذشت! من فکر کردم فقط یک ربع بود! ». چه کار هایی هست که وقتی انجام می دین گذر زمان رو نمی فهمین؟

و سؤال هشتم : « چه موضوعاتی هست که در موردش فیلم می بینید یا در موردش کتاب می خونید؟ وقت تون رو صرف کسب اطلاعات بیشتر در اون مورد می کنید؟ ». این هم می تونه علاقه تون رو به شما نشون بده.

دوست های خوبم ؛ خیلی سؤال های دیگه هم هست که کمک می کنه به افراد علایق شون رو پیدا کنن ولی مطمئنم روی همین هشت تا سؤال که با شما به اشتراک گذاشتم اگه خوب فکر بکنید قطعاً یک در هایی به روتون باز میشه. دوست دارم برای من این پایین بنویسین علایق اصلی شما بر اساس سؤالاتی که ازتون پرسیدم چیه؟.

 

عضویت در کلوپ یک درصدیها با گارانتی رضایت

دوازده ماه آموزش زنده و پشتیبانی از دکتر اناری

کسب اطلاعات بیشتر

رایگان شد

کارگاه سه روزه آنلاین غلبه بر ترس، تنبلی و اتلاف وقت

بر اساس اصول کوچینگ و علم روانشناسی مثبت

دسترسی فوری