پدر، مادر، ما مقصریم

 پدر، مادر، ما مقصریم

بذارین یه اعترافی بکنم. سالها پیش که من معلم مدرسه بودم توی یکی از مدارس ما اومدیم اول سال بچه هارو تقسیم  کردیم به دو گروه بچهای قوی تر، بچهای ضعیف تر. اسم کلاسهاشون رو گذاشتیم کلاس قوی تر و کلاس ضعیف تر. درواقع یه آزمونی گرفتیم که بچه هارو به این دو دسته تقسیم  میکرد. بخاطر اینکه فکر میکردیم که اونایی که قوی ترن باید مطالب پیشرفته تر بهشون تدریس بشه و اونهایی که اصطلاحا ضعیف ترن باید مطالب متفاوتی باهاشون کار بشه فکر میکردیم که به نفعشونه. جالب اینه که بعد از مدتی متوجه شدیم که این کار شدیدا به ضرر بچه ها تموم شده. اونهایی که قوی بودن چون برچسب قوی رو داشتن بیشتر تلاش میکردن و نهایتا خیلی موفق تر هم شدن ولی متاسفانه اونهایی که برچسب ضعیف بهشون خورده بود برچسب کلاس ب بهشون خورده بود در میانه راه اغلبشون رها کردن و نتایجشون به مراتب ضعیف تر از اونی شد که در حالت معمولی ممکن بود بهش برسن.

 

   دسترسی فوری به کارگاه رایگان دکتر اناری برای غلبه بر تنبلی، ترس و اتلاف وقت - علمی، کاربردی، به زبان ساده 

 

این تجربه تلخ به من، به مدیر مدرسه، به همکارهای من و حتی به خود بچه ها یک اصل بسیار مهمی رو ثابت کرد و اون اینه که باورهای ما درمورد توانمندی های دیگران، روی توانمندی های دیگران و نتایجشون تاثیرگذاره. اینی که ما راجع به دیگران چگونه فکر میکنیم روی عملکردشون تاثیر میذاره اون پدرومادری که دائم داره بچه رو بیش از حد حمایت میکنه، نمیذار بچه انتخاب بکنه، یه محدوده امن بسیار تنگ وتاریکی کنارش کشیده یه همچین پدر مادری داره توانمندی فرزندش رو سرکوب میکنه. شما چقدر پدر مادرهای اینجوری دور و برتون دیدین که بچهاشون بخاطر حمایت های بیش از حد پدر و مادر نتونستن مستقل بار بیان. وابسته به پدر و مادر بار اومدن و حتی توی سنین بزرگسالی نمیتونن گلیمشون رو از آب بکشن بیرون. چقدر ما توی محیط کار مدیر هایی رو دیدیم که باور به زیر دستهاشون ندارن باور به کارمند هاشون ندارن دائما دارن توی کار کارمند دخالت میکنن چون اعقاد دارن که نیاز به حمایت داره من باید راهنمایی بهش بکنم باید بهش بگم چیکار کنه و در نتیجه کارمند رو وابسته بار آوردن و اون کارمند هم از اون کاری که داره میکنه و از اون رابطه ای که با مدیرش داره منزجر شده.

 

       دوست دارید کوچ حرفه ای شوید و مهارتهای کوچینگ را یاد بگیرید؟ ثبت نام دوره VIP تربیت کوچ حرفه ای ستاره شمال ادامه دارد. 

 

ما این رو در سازمان ها، توی مدارس، توی خانواده ها دائما داریم میبینیم اما در مقابل ما در دنیای کوچینگ یه باوری داریم باور داریم فرد تحت نظارتمون یا مراجعمون یا فرزندمون یا کارمندمون یا هرکسی که داریم باهاش کار میکنیم او کامله، توانمنده و خلاقه و فقط نیاز به حمایت داره. خودش میتونه راه حلش رو پیدا کنه. ما به او حق انتخاب میدیم، ما به او حق استقلال میدیم، اجازه میدیم که خودش بتونه راه حل چالشهاش رو پیدا کنه و ما اینجا صرفا حامی اش هستیم، پشتیبانش هستیم، کمکش میکنیم، درکش میکنیم، بهش گوش میدیم و دستش رو میگریم، باهاش همراهی میکنیم تا از نقطه ای که هست به نقطه ای که میخواد برسه. شما در نظر بگیرید اگه پدر مادر حق انتخاب بیشتری به بچه بده، خوب بهش گوش بده، ازش سوال کنه بجای اینکه بهش دستور بده چقدر نتایجش فرق میکنه؟ معلم بجای اینکه دستور بده، تخطئه بکنه، سرزنش بکنه، اگه حامی بشه، کمک بکنه، دست شاگرد رو بگیره و باهاش بیاد جلو چقدر فرق میکنه؟ اگه مدیر بجای اینکه دستور بده، سرزنش بکنه، توبیخ بکنه دست کارمند رو بگیره، کوچش بکنه، حمایتش بکنه تا پتانسیلش رو عملی بکنه چقدر نتایج عوض میشه؟

یادمون باشه باورهای ما درمورد توانمندی های دیگران روی عملکردشون تاثیرگذاره.

نظر شما چیه؟

 

 

عضویت در کلوپ یک درصدیها با گارانتی رضایت

دوازده ماه آموزش زنده و پشتیبانی از دکتر اناری

کسب اطلاعات بیشتر

رایگان شد

کارگاه سه روزه آنلاین غلبه بر ترس، تنبلی و اتلاف وقت

بر اساس اصول کوچینگ و علم روانشناسی مثبت

دسترسی فوری